
یادته اون روز چقدر با هم خوش بودیم. چقدر از در و دیوار اون خرابه نزدیک دانشگاه تهران بالا رفتیم.
یادته کم مونده بود من رو زمین بخوابم و از تو با اون جنگولک بازی هات عکس بگیرم.
یادته هیچ کس توی اون کوچه نبود که چپ چپ نگاهمون کنه؟ بعد تو دلش بهمون بگه جوونای این دور و زمونه دیوونه شدند.
چقدر اون روز خوش گذشت.
چقدر اون روز زود گذشت.